المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

41

مروج الذهب ( فارسى )

است و سنگى كه در حال ابتلا وى و همسرش رحمه نام بدان پناه ميبردند تا كنون در آن مسجد بجاست . اهل تورات و كتابهاى قديم گفته‌اند كه موسى بن ميشاء بن يوسف بن يعقوب پيش از موسى بن عمران پيمبر بود و هم او بود كه بجستجوى خضر بن ملكان بن فالغ بن عابور بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بر آمد . بگفتهء بعضى اهل كتاب خضر ، خضرون بن عميائيل بن نفر بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم بود كه پيمبر قوم خويش بود و اجابتش كردند . موسى بن عمران بن قاهث بن لاوى بن يعقوب بدوران فرعون ستمگر به مصر بود و فرعون وليد بن مصعب بن معاويه بن ابى نمير بن ابى الهلواس بن ليث بن هران ابن عمرو بن عملاق بود و چهارمين فرعون مصر بود كه عمرى دراز و پيكرى تنومند داشت . بنى اسرائيل از پس يوسف ببردگى افتاده بودند و كار بر آنها سخت بود . اهل كهانت و نجوم و جادو به فرعون گفته بودند مولودى بيايد و ملك او را زايل كند و در مصر حوادث بزرگ پديد آورد . فرعون از اين قضيه پريشان شد و بگفت تا اطفال را بكشند . و كار موسى چنان شد كه خدا عز و جل بمادرش وحى فرستاد كه او را به دريا بينداز و او نيز بينداخت ، تا آخر حكايت كه خدا به زبان پيمبر خود صلى الله عليه و سلم بيان كرده است . شعيب صلى الله عليه و سلم نيز در همين دوران بود . وى شعيب بن نويل بن رعوايل بن مر بن عنقاء بن مدين بن ابراهيم بود كه به عربى سخن ميگفت و پيمبر اهل مدين بود و چون موسى عليه السلام از فرعون گريزان شد به شعيب پيمبر صلى الله عليه و سلم گذشت و خداوند عز و جل قصهء موسى را با شعيب كه دخترش را بزنى گرفت بيان كرده است . و خدا با موسى سخن گفت و برادرش هارون را پشتيبان او كرد و هر دو را بسوى فرعون فرستاد كه دعوتشان را نپذيرفت و خدا عز و جل او را غرق كرد .